دانشگاه پشمکی ما …

این روزها سخت هست. هم برای من هم برای چند تا از دوستان مثل من که در دانشگاه به خاطر کم کاری یک آدم هوس باز کارمان در وقت مقرر انجام نشده و نامه ای که قرار بود در خصوص مشکل واحد فیزیک پیش نیاز ما به تهران بفرستد را نفرستاده و عملا یک ترم اضاف تر کرد تو پاچه ما این جناب.

تا پیدا شدن نامه پاره شده به همراه 30 امضا دانشجویان در سطل زباله ایشان می فرمودند که نامه را به همراه امضا ها فرستادن و منتظر جواب تهران هستند که روشن شد کاملا دروغ گفتند و احتمالا اینقدر سرشان با خانم شیبانی مدیر گروه مواد سرگرم بوده که وقت نکردن به نامه ما رسیدگی کنند.

این خانم شیبانی نمیدونم تو دانشگاه چه کاره هست، یک روز مدیر گروه مواد یک روز تو رشته تربیت بدنی یک روز مسئول فلان و امان اما در کل هر مسئولیتی که دارن ارتباط نزدیدی با آقای … دارند و کلا یک سری کار هست تو دانشگاه ما که گویا فقط باید این دو نفر با هم در اتاق آقای … انجام بدهند! البته اعتراض هم نمیشه کرد خوب کمیته انظباطی در کمین هست …

بین خود بچه ها من 2 نفر را میشناسم با این خانم دوست که چه عرض کنم کمی اونطرفت تر از دوست هستند و پارتی تولد با هم می گیرن و برنامه داشتن با هم اما چند وقت پیش به دلیل تهمت به این خانم یکی از بچه ها راهی کمیته انظباتی دانشگاه شد…

از بس نادان بوده این پسر، بابا باید مثل بقیه تو هم بهش پیشنهاد دوستی و اینها میدادی اون وقت مشکلی هم برات پیش نمی آمد … اینجا این مدل است همه چیز پشمکی هست…