درک صداها

من علاقه مند به موسیقی هستم. البته نه به شکل طبیعی، به قول بعضی از اساتید افرادی مثل من دارای یک استعداد برای رشد در موسیقی هستند و همچنین زمینه روحی انها از درون بسیار لطیف است.

من هر صدایی را به صورت مفهوم درک می کنم. حتی آن صدا هایی که ناخواسته ایجاد می شود هم برای من مفاهیمی در بر دارد. از آلات موسیقی گرفته تا ماشین آلات صنعتی، صداهای موجود در طبیعت و … ، همگی مفاهیم روشنی برای من دارند. البته این تلقین نیست. مثلاً اگر در خانه ما زمانی که من منزل نباشم جارو برقی کشیده شود و قتی وارد منزل می شوم احساس می کنم که اینجا چه نوع صدایی ایجاد شده و چه اثری گذاشته است، از همین رو در شناخت موسیقی به مطالعه پرداختم. اینجا برخی اطلاعات را به اشتراک می گذارم و امیدوارم که دوستان با ارائه دانسته های خود من را در راه رشد و پرورش این استداد یاری نمائید.

اینجا من بیشتر به سبک موسیقی ها اشاره می کنم. تمام صداها از دید من دارای درصدی از ۴ خاصیت هستند، علت نام گذاری ها هم بعد خواهم گفت:

خُشک: این خاصیت بیشتر در سبک راک (سافت، کلاسیک)، پاپ دانسینگ، یورو پاپ و … است. محلی‌ شرق دور و سرخ پوستی

زمان: این موسیقی در سبک محلی ‌(مثلاً روسی، سنتی ایران، ترکی سنتی و …) شرق دور و سرخ پوستی است. البته راک سافت و کلاسیک هم تا حدودی این خصیصه را دارد.

رنگی: پاپ (انواع آن)، راک (غیر از سافت و کلاسیک)، جاز (انواع آن)، اپراها، سرود ها و …

جنبشی: این حالت بسته ممکن است در یک ترانه از هر سبکی باشد یا نباشد. همان حالتی است که یک آهنگ را میان آهنگ های مشابه برتر می کند.

در حقیقت همیشه آهنگ هایی که خاصیت جنبشی آنها بیشتر است، پر طرفدارترین می شوند و همه از آنها استقبال می کنند. خواه آهنگی سنتی باشد خواه راک و خواه پاپ.

دوستان اهل رپ ناراحت نشوند که در دسته بندی ها جایگاهی برای ایشان نگزاشتم. این دسته از صداها تنها ممکن است دارای خاصیت جنبشی باشند.

اما حس و حال این ۴ خاصیت را بیان می کنم تا خودتان ببینید که تا کنون چقدر این موضوع را لمس نموده اید:

خشک

این حال در موزیک دقیقاً احساس خنک شدن به ما می دهد. بیشتر وقت ها با گوش دادن آن حتی بدون فعالیت بدنی تعریق در بدن ما رخ می دهد. احساس فضا کمی خشک خواهد شد. این خشک شدن باعث نمایش احساسات عمق وجود ما می شود. چرا که دیگر براقی که رطوبت به آن می داد از بین می رود. برای همین ما اگر یک آهنگ خشک را یک بار هم گوش کنیم همواره خاطره آن در ذهن ما است، در هر حالتی اماده شنیدن مجدد آن هستیم در حالی که هیچ گاه در لیست ترانه های محبوب خود آن را یادداشت نخواهیم کرد. با چند مثال کاملاً متوجه خواهید شد. مثل زدن انگشتان دست به یک جسم خشک به صورت ترتیب داری کاری که ما اغلب از انجام آن لذت می بریم ( روی میز، روی دفتر) البته منظور من تنبک زدن نیست، منظورم ضرب انگشتان از کوچک به بزرگ است. مثل جا رفتن یک خشاب در تفنگ. مثل صدای زوم دوربین تفنگ در بازی های رایانه ای، مثل جا رفتن کلید در قفل. البته این ها نمونه های طبیعی هستند.

زمان

این نوع موسیقی در حقیقت همان چیزی است که ما در ایران معتقدیم موسیقی سنتی دارد. حس و حال. اما چرا زمان، این موسیقی همواره بر اساس آسمان ها است. مثلا در موسیقی سنتی خود ما که چند دستگاه دارد هم همین صادق است. از هر نوازنده سنتی بپرسید که چه وقت دستگاه ماهور مناسب است خواهد گفت صبح. یا در مورد شور به شما شب ها را پیشنهاد می کند. ظهر برای شما ۳ گاه یا مخالف ۳ گاه را تجویز می کند و … . کلاً موسیقی های محلی به علت شکل گیریشان در محیط طبیعت همواره حالات آسمان و فلک را در خود دارند. غروب،‌ طلوع خورشید، شفق، فلق، شب، نیمه شب، سپیده، ظهور زهره، غروب زهره ، ظهر، صبح، سایه دراز عصر و … و این مختص موسیقی سنتی نیست. ممکن است یک آهنگ پاپ یا راک هم در ذهن شما یک فصل یا یک زمان خاص را تداعی کند. اما این زمان نه یک روز خاص است بلکه وقتی است که دائماً تکرار می شود.

رنگ

این موضوع نیاز به داشتن استعداد خاصی برای حس کردنش ندارد. بیشتر آهنگ ها دارای رنگ خاصی هستند که اکثر شنوندگان آن را متوجه خواهند شد، البته در ضمیر ناخودآگاه و در صورت یکی بودن با رنگ دلخواه ذهنی خود از شنیدن آن آرامش و یا در صورت تضاد آن رنگ استرس پیدا می کنند.

جنبش و حرکت

آن صدایی موفق است که بتواند با مخاطب ارتباط برقرار کند، اما ارتباط از سکون ایجاد نمی شود و باید در این مسیر بین صدا و مخاطب چیزی در رفت و آمد باشد طوری که مخاطب تقریباً حس کند پالس بعدی چه می شنود البته برای بار اول که صدا را می شنود. شاید تعجب بکنید اما آزمایشات علمی نشان داد که روخوانی ساده قرآن به زبان عربی چنین حالتی را دارد که مخاطب از لحاظ عصبی متوجه صوت بعدی می شود. این حالت بیشتر در شاهکار های موسیقی پدیدار می شود.
اما مثال بسیار زیبا در این مورد صداها در طبیعت است. مانند باد که هر بار صدای جدید دارد اما باز برای ما آشنا است.

این تنها درآمدی بود بر این مبحث تا هم شرحی بر حس و حال خودم وقت گوش دادن به صدا ها کرده باشم، هم اطلاع رسانی در مورد نگرشم به موسیقی.

ارسال نظر

اولین نظر را ثبت کنید!

اطلاع رسانی
avatar
wpDiscuz