ترس من از چیست؟

شاید باور کردنش سخت هست اما من همواره یک ترس بزرگ دارم. سال هاست این موضوع برقراره. در بدترین شرایط و اتفاقات من ترس از این دارم که شاید حالت بدتر پیش بیاد! همین باعث میشه توی شرایط سخت به نسبت دیگران با روحیه تر باشم چون اعتقادم اینه که بدترین شرایط هنوز پیش نیامده و وضعیتی که درش هستیم بدترین حالت نیست!

اما برعکس در مواقعی که شرایط خوب هست، این ترس من را بدجور نگران میکند که البته در این مواقع باعث میشه روحیه دیگران از من شاداب تر باشد. کلا این شاداب بودن لذت بخش ترین احساسی است که فکر کنم هر کس تجربه اش کرده باشد همه فکرش این هست چطور استمرارش بدهید یا مجددا بهش دست پیدا کند.

من چند وقتی هست که شاداب نیستم! حرف هام تراوت نداره، من کلاً یک حس خستگی خیلی بزرگ دارم که امیدوارم این حس همیشگی نباشد و با یک تحول و تغییر شرایط ازش خلاص بشم. من واقعاً نمیدونم چقدر درست از افکار و مسائل ذهن خودم تحلیل درستی دارم، اما خوب میدونم که از شرایط خودم راضی هستم یا خیر! پس لازم هست وقتی میدونم ناراضیم، کاری بکنم برای تغییر فاکتورهای تولید این نارضایتی هر چند این فاکتورها در ظاهرشون مفید باشند برای شاداب بودنم.

ارسال نظر

اولین نظر را ثبت کنید!

اطلاع رسانی
avatar
wpDiscuz