جدا از جامعه بودن و خطراتش

انسان ها اکثر مواقع پیش خودشان فکر میکنند آنچه را متوجه شده اند دیگران نمیدانند. این مسئله از یک نظر حس خوبی به ایشان میدهد و یک نوع اعتماد به نفس در افراد ایجاد خواهد کرد. اما در عین حال این طرز فکر اگر همیشگی شود بسیار آسیب زننده خواهد بود.

این حس که من برتر از دیگران هستم، من فهمیده تر از دیگران هستم و … هرگز مطلوب افراد نیست اما اگر رویه خود بزرگ بینی ادامه یابد، کار به آنجا خواهد رسید که ما برای دیگران و نظرات ایشان ارزش قائل نخواهیم بود. این وضعیت زمانی خطرناک تر میشود که در یک جامعه تعداد این چنین افراد زیاد شود. در این وضعیت هر فرد پیش خودش فکر میکند هیچ کس غیر از خودش به خوبی از پس کارها بر نمی آید، حال این کار میخواهد ریاست یک شرکت، مجلس یک کشور یا حتی برنامه ریزی برای روز سیزده بدر خانواده باشد.

شاید شما نیز بدانید اگر ما در ذهنمان برای دیگران ارزش قائل نباشیم در عمل نیز طاقت توجه به ایشان را نداریم و رفته رفته از ایشان جدا خواهیم افتاد. این جدا شدن برای اشخاص بیمار یک امتیاز هم محسوب میشود چون در مورد مشکلات میتوانند به سادگی گلایه گزاری کنند. جدا دیدن خود از جامعه به فرد این اجازه را میدهد که بدون آن که پذیرای سهم خود از جامعه باشد در مورد مشکلات جامعه نظر بدهد. این میان حتی نظرات منصفانه وی چون بدون وجود بار مسئولیت به عنوان عضوی از جامعه بیان شده است بسیار مخرب خواهد بود.

کار به آنجا خواهد کشید که نامربوط ترین مسائل نیز از نظر این افراد مشکل دیگران است و همه کس و همه چیز غیر از خودشان مسئول این مشکل هستند. رسیدن به این دیدگاه اوج قله تخریب هویت افراد است. چون افراد هر آنچه را مشاهده میکنند پر از اشکال خواهند یافت و هرگز نمیتوانند خود را در دسته، قشر یا … قرار دهند این موضوع شامل حوزه های فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و … خواهد بود.

این دسته از افراد نه خود را دارا میدانند نه خود را فقیر میدانند. حتی اگر با دقیق ترین آمارگیری جایگاه اقتصادی ایشان را روشن کنید باز ایشان حاضر به قرار گرفتن در یک قشر جامعه نستند، چون مسئولیت گریزی ایشان پیش نیاز عامل مشکلات دانستن غیر از خودشان است.

در سیاست از هر جناح سیاسی اشکالاتی خواهند گرفت و خود را در هیچ یک قرار نخواهند داد، البته نه به معنای داشتن استقلال سیاسی. این مسئله حتی در مورد مذهب و دین افراد نیز حاکم خواهد شد. تا آنجا که افراد دچار این بیماری در پاسخ دین و مذهب خود نیز که یک فرمول ساده و شفاف است نیز دچار سردرگمی هستند و خود را زیر چتر هیچ مذهبی و دین قرار نداده و از طرفی خود را زیر چتر افراد فاقد دین و مذهب هم قرار نمیدهند!

در مطلب دیگری به شرح تخریب هویت این افراد و اینکه اساسا چرا در یک جامعه تعداد این افراد رشد خواهد کرد اشاره خواهم کرد.

ارسال نظر

اولین نظر را ثبت کنید!

اطلاع رسانی
avatar
wpDiscuz