جماعت شب زنده دار و چرتکی

در کشور ما این روزها به موجب تکنولوژی های مختلف مانند کامپیوتر و اینترنت و خصوصا تلفن همراه شاهد بی خوابی جماعت تا سپیده دم هستیم. برای امثال من که این خصلت شب زنده داری را از دیر باز داشتم و اصلا ارتباط خاصی هم بین اون با تکنولوژی نبوده نگاه کردن به این جماعت شب زنده دار و البته چرتکی بسیار تاسف بار است.

جماعتی که شب ها نمی خوابند تا ارتباطات خود را توسعه دهند، شده به چشم و سر و گردن خودشان هم آسیب بزنند سعی خواهند کرد آخرین فردی باشند که در گروه شب بخیر میگوید یا طرف اول مکالمه که حرف از خواب میزند نباشند. گویا نوع روابط طوری شده است که باید در تاریکی شب اونها را توسعه و رشد داد، انگار اشکالی در کارشان هست که نمیخواهند روزها این روابط را داشته باشند. ترجیح میدهند با مخاطب خواب آلود خودشان باشند و خودشان هم خیلی در هوشیاری نباشند زمان این ارتباطات. آدم حس دوران نامزدی و روابط عاشقانه را دارد نسبت به روابط این جماعت. گویی همگی نامزد هم دیگر هستند حتی با جنسیت یکسان.

من شب زنده داری های زیادی کردم و آن چه هستم را مدیون شب زنده داری هستم، از علم و دانشی که دارم گرفته تا از سبک زندگی و نگاه فلسفی که به دنیا دارم در اثر مطالعات و تفکرات و تمرکزات شبانه بوده است. درفراغت از دیگران و در خلوتی شاید گاه به طول و عرض 1 متر مربع و در تاریکی !

اما شب زنده داران جدید تنها چیزی که ندارند خلوت شبانه است، گویی بزرگ راه هایی هستند که کلا شب ها بدون عوارض هستند و ترافیک سنگین هر شب هم صرفا آنها را مستعلک می کند اما باز از خود گذشتگی می کنند و شبی دیگر را در وضعیت چرتکی سپری می کنند.

بگذریم از این غصه که جمع زده شدن با این جماعت اجتناب ناپذیر است و امثال بنده و ایشان را شب زنده دار می دانند، آنجا ماجرا تلخ تر می شود که اهل این جماعت هم خود را با امثال من یکسان می کنند و صرف شب زنده داری خودشان را نشان از برابری علمی و فکری و … می کنند آن هم در حالی که تنها وجه اشتراک ما شب زنده دار بودن است و بس. حالا در صدد رد و تائید تفکرات و ماحصل زحمات شبانه ما بر آمده اند آن هم فقط چون شب را آن هم نه مثل ما بیدار هستند.

باید گفت هر گردی گردو نیست… هر بی خوابی شبانه هم شب زنده داری نیست!