سال نو همچنان رو به جلو

چقدر تکراری شده این عبارت “بعد از مدت ها یک سری به اینجا زدم …”، آدم به خودش اینقدر کم سر بزند که هر بار بخواهد این عبارت را بگوید خیلی جای شرمساری دارد. 😐

سال 1396 سر رسید، 1395 یک سال پر تنش، خوب و البته پر سفر بود برای من. فکر می کنم سر جمع 2 ماه از سال گذشته را در سفر بودم. چه خوش سعادتی بوده البته که کاشک سال 96 از این هم بیشتر شود.

انگار از 59 که رد شود round اون میل به 00 دارد آدم یک حالی می شود. یادش بخیر سال 2000 اما انگار توی 00 شدن هم خارجیا از ما جلو زدند یک 20 سالی زودتر از ما 00 کردند. 😉

سال 95 حدود 50 دوست جدید پیدا کردم و فکر کنم کمتر از 3 نفر در لیست سیاه من وارد شدند. از بعد روابط اجتماعی تراز این سال خیلی خوب بود. کدباکس به نسبت قبل سر و سامان بیشتری گرفت و خوش بختانه 2 نیروی کاری جوان و با انگیزه جذب کردم. هر چند در روز زیاد از دستشون حرص می خورم اما به وقتش جبران حرص خوردن ها را می کنند.

دوست دارم تعداد بیشتری نیروی کار بگیرم. البته فقط دوست داشتن نیست نیاز هم دارم، اما 2 مشکل بزرگ وجود داره، اولیش این که نیروی خوب و متخصص نیست. دوم اینکه انتظارات مالی افراد در ایران خیلی بالا هست. فعلا باید با فشار بالا کار رو پیش ببرم تا اگر شرایط مالی اجازه داد یک یا دو نیروی کاری دیگر هم به جمع خودمان اضاف کنم تا بهتر بتوانیم کار رو پیش ببریم.

در برج 11 میلادی 2017 (حدود آبان/آذر 1396) کدباکس وارد فاز 2 خودش خواهد شد. این فاز هم 5 ساله طرح ریزیش کردم. کم و بیش پرسنل در جریانش روندش هستند. بعد از آن هم فاز 3 که البته فعلا مخفی هست > م3ول5 . اگر بعد ها هنوز بلد باشم این را دیکد کنم.

احتمالا در اردیبهشت ما یک سفر تهران در برنامه کاریم باشد و باز یک سفر به سنگاپور در ابتدای خرداد ماه. البته یک پروژه بلغارستان هم بود که تمایل بشتری به اون داشتم اما دردسرهای زیادی در بین هست و بعید می دونم بتونم به صوفیا سفر کنم. اگر اون سفر هم انجام بشه خیلی خوبه میتونم کنارش مستقیم برم سر وقت دیتاسنترهای اونجا و کمی کاسبی برای کدباکس.

نیست کس جز ما با من
چه تنهاست این ما با من
مدیر گردش چرخ است او
حیران و پریشان دل ما با من

شاعر نمی شم دیگه 😐

ارسال نظر

اولین نظر را ثبت کنید!

اطلاع رسانی
avatar
wpDiscuz