یک روز خاص و مفید

امروز باغ بودیم برای دومین هفته پشت سر هم رفتم در حالی که من ممکن بود بیش از یک سال بشود نرم باغ مگر مهدی باشد. اما این دو هفته حس خوبی داشتم از رفتن به باغ.

از طرف دیگر امروز موفق شدم کل کتابی از وین دایر رو که دیروز خریده بودم مطالعه کنم و حسابی روم اثر مثت داشت. عجیب هست چقدر این نویسنده خوب بوده و من تازه باش آشنا شدم. به نظرم باید برخی از کتب دیگرش هم مرور کنم. نکات ظریف و مفید فراوان در کتاب کوچکش یافتم. هر چند برخیش صرفا تلنگر و تذکری از دانسته های خودم بود اما برخیش ابعاد جدید و زاویه جدیدی از مسائل رو برای من گشود.

حقیقت این است که با خواندن این کتاب حسابی حس و حال خوبی پیدا کردم. البته من دیروز کتاب دیگری هم خریدم که اون رو از فردا شروع خواهم کرد به مطالعه. فکر می کنم خواندن اون کتاب نیز در این مقطع زمانی خیلی برای من مفید باشد.

کتاب خواندن و نوشتن این دو عنصر حیات من است D: و البته …

اما عصر زودتر از بقیه و تنها حرکت کردم سمت شیراز، احساس کردم بیشتر ماندنم در آن محیط خوب نیست. شاید موجب دلخوری دیگران شد این کارم اما چندان اشکال نداره فراموش می کنند.

بر خلاف چند روز قبل چندان از کسی دلخور نیستم و کسی رو بابت وضعیت حاضر مقصر نمی دانم. البته وضعیت بسیار بحرانی که من توش هستم از بیرون آرزو و رویای خیلی ها هست. این خنده دار ترین قسمت ماجراست…

کسب و کار نسبتا موفق تو بازار خراب، سواد و تخصص در کار خودم. همکاری با شرکت های خارجی و …
جوان 30 ساله ای که خیلی چیزها رو تجربه کرده است. موفق است. آنچه میخواهد را یادداشت می کند و به دست می آورد… نزدیک 10 سال است که خودش سر خودش را اصلاح می کند در حالی که شغلش برنامه نویسی است … ساز بلد هست و به قدر خودش می زند … شعر میگوید … یک دفتچره خاطرات آنلاین 12 ساله دارد … چقدر همه چیز این جوان شیک و منظم خوب است. واقعا موفق است ! کاشک من هم مثل او باشم.

احتمالا از داخل هیچ کس دوست ندارد احساسی که من در 30 سالگی داشتم را داشته باشد. فقط از احساس و تفکر من آگاه نیستند.

دیشب و در تکمیلش امروز یک اقدام جدی کردم در خصوص موضوعی مهم که سرنوشت من را در آینده کاملا تحت تاثیر خودش خواهد گذاشت. اما آرامش خاصی دارم در خصوص این اقدام و در اصل فارغ از نتیجه احساس برنده بودن به خودم دست داده. شاید این شجاعت و ریسک من از نظر خیلی ها حماقت باشد. اما من خودم را در وضعیتی قرار داده ام که دیگر فارغ از نتیجه عملا یک برنده هستم و بس ! حتی اگر خودم هم از نتیجه احساس نارضایتی کنم از روی احساسات اما قطعا این حس کوتاه مدت است و احساس برنده بودن همواره با من خواهد بود.

امیدوارم این اعتماد به نفس که مدتی بود از من دور شده بود، مجدد بیشتر خودش را نمایش بده و در اقدامات پیش رو در زمینه کاری و تصمیمات زندگی با تکیه بر اون با عشق به اهداف خودم ترس رو حذف کرده و شجاعانه پیش بروم.