چقدر این دنیا بی رحم هست

تو اوضاع بد روحی خودم، تو شرایط سخت کاری و تو گرفتاری های مختلف اینقدرها سرم شلوغ هست که شاید فکر می کردم از هر مسئله ای که به خودم مربوط نباشد غافل هستم.

اما یک مسئله ای چند روزیست که هر چند به من مستقیما مربوط نیست اما بدجور فکرم را درگیر خودش کرده است. این که برخی افراد در زندگی خودشان سختی هایی می کشند بدون آن که بفهمند دارن چوب چه چیزی را می خورند و فقط مشغول گلایه از این سختی ها باشند. این که کسانی جلوی زن و بچه خودشان شرمنده هستند از نداشتن شغل و درآمد منطقی. احساس شکست می کنند اما غرورشان…

دنبال خانه هستند با پول قرضی از دیگران که البته کافی نیست و یک آلونک کوچک کرایه می کنند، خودشان و خانواده را به امتیازات ناچیز اون دلخوش می کنند بلکه آرامشی بگیرند از بی رحمی این دنیا. دنیا بی رحم است و برخی بی سپر در مقابلش. چه کسی دفاع کند از این افراد در این دنیا.

فکر کنم من آدم خیلی خوبی هستم. چون دقیقا مصداق این گفته امام علی هستم که حس می کنم هر کجا کسی مشکلی دارد حتما یک جای کار من ایراد داشته که اون فرد دچار مشکل شده است. این دنیای من است نباید آدمهاش اینقدر درگیر مشکلات باشند. حتما من از چیزی غافل بودم اگر برادرم مشکلی دارد. این که خودش خوب بوده یا بد کم کار کرده یا نکرده مهم نیست. من چه کاری بوده که نکردم که او دچار مشکل شده است. این حس خیلی خوبی نیست چون آزار دهنده است اما خوب گویا از نشانه های درستکاری انسان است.

کاشک اینقدر شرمنده خودم نبودم از کم کاری هام. از غفلت هام. شاید دنیا اینقدر به چشم دیگران بی رحم نمی شد اگر من بهتر زندگی کرده بودم. مطمئنا اگر من بهتر زندگی می کردم، آدمها در دور افتاده ترین نقاط هم وضع بهتری داشتند. چقدر غمگین هستم از دیدن وضع برخی آدمها.

شرمنده هستم از این که گاهی به خاطر مسائل کوچک شخصی از یاد دیگران غافل هستم. از کمک به دیگران و از اهداف بزرگم برای دیگران. چقدر این روزها خودخواه شدم 😐

ارسال نظر

اولین نظر را ثبت کنید!

اطلاع رسانی
avatar
wpDiscuz