دلتنگ تر از همیشه اما شاداب

چقدر وقت بود شعر نگفته بودم، فکر کنم پاییز امسال به اندازه کل 5 سال گذشته شعر گفتم. چقدر وقت بود این حالت از من دور شده بود. بعد از مدت ها واقعا مدت ها احساس شادابی دارم در اوج نیاز و خواهش. احساس شاداب بودن آزاد بودن و رها بودن.

چقدر خوب که دوباره این احساس سراغ من آمد، واقعا دلم تنگ شده بود براش. آدمها همه برن رد کارشون. من برای خودم زندگی می کنم. هیچ چیز از این لذت بخش تر نیست. خدا انسان رو آزاد آفرید و انسان احمق هست خودش را مدام در بند می کند.

چقدر آ خوب بود، مثل همیشه حتی نبودنش هم برای من مفید بود. شاید سر فرصت یک تندیس از حرف آ تراشیده و روی میز کارم بگذارم تا هر وقت نگاهش کردم یادش باشم. هر چند نیاز نیست با این حس همیشه یادش هستم.

رمز دار نوشتن سخت هست وقتی هیچ کس رمز را نداشته باشد جز خود انسان. برخی اوقات آدم دلش میخواهد فریاد بزند تا همه بدانند قدیم ها چقدر خوب بود در فیسبوک همه بودند. الان در اینستاگرام همه هستند شلوغ هست اما آ نیست. کلا در نت حضور جدی ندارد. چقدر عجیب در دنیای امروز کسی از نت پرهیز کند. گمان کنم به نفع من است.

سکوت با حال من سازگار تر است تا فریاد زدن. فعلا نوبت سکوت است تا بهار از راه برسد، شاید فروردین ماه فریاد زدم شاید هم سکوت و باز هم سکوت.

امروز فروش کدباکس خوب بود، چند روزی هست روند مجدد خوب شده، این فصل فشار کدباکس بگذرد گمان کنم بتوانم برای دفتر یخچال خرید کنم هر چند با فصل چندان سنخیت نداره، بنده خدا پرسنل تابستان رو هلاک شدند بدون آب خنک… حداقل زمستان را آب خنک بخورند 😐

کمی بیش از حد احساس پیر شدن داشتم، راستش خوب که نگاه می کنم هنوز خیلی جوان هستم و اصلا نگرانی بیخودی داشتم. خوشحالم هر چیزی خواستم به دست آوردم تا به امروز و امیدوارم آ هم به این لیست اضاف شود هر چند بسیار شانس اندک هست شاید 0 اما خوب این سوی میدان میلاد با اراده و همت بلندش ایستاده و خوب این کم نیست شاید موفق شدم 🙂