فصل پاییز گذشت و او نگذشت

برخی افراد وقتی خراب کاری می کنند می خواهند از جیب دیگران خسارشت را بدهند. کار به اون افراد ندارم. دوست ندارم خودم اینطور آدمی باشم. اگر اشتباهی کردم باید خودم خسارتش را بدم کاملا نه اطرافیان، چه برسه که انتظار داشته باشم دیگری …

همیشه خسارت ها مالی نیست، گاهی باید زمان پرداخت کرد براش گاهی باید غرور پرداخت کرد براش و گاهی باید …  اینطور هست که وقتی قرار می شود از جیب دیگران خسارت بدهیم ممکن است خیلی گران تر از ابعاد مالی باشد ماجرا و باید حسابی آدم حواسش به این امر باشد. پدر و مادر جزو کسانی هستند که همیشه خواسته یا ناخواسته جبران خسارت های ما گردنشان هست.

آذر ماه از نیمه گذشت. چقدر امسال پاییز طولانی هست. به اندازه تمام پاییزهای عمرم در پاییز امسال بر من سخت گذشت. گلایه نیست اینجا نوشتم که یادم باشد چقدر سخت گذشت بهم. خبر خوبی که برای خودم دارم این هست که روزهای سخت تری هم در پیش هست 😐

معجزه زمان کار می کند، حتما کار خواهد کرد اما خوب به نظر میاد یک کم کند داره کار می کنه و ممکنه به عمر من قد ندهد اگر شتاب نگرید. از دست من کار زیادی ساخته نیست بهتره گفت مثل همیشه جز از دست خدا ساخته نیست این کار. به نظرم تا پایان امسال چرخش جدی در مسیر زندگی من رخ خواهد داد.  البته این چرخش الان مدتی هست که شروع شده و من تو فشارش هستم دقیقا… خیلی چیزها این مدت عوض شد.

اتفاقا شروعش هم خوب یادم هست نزدیک دو سال پیش بود دی ماه بود. شبی در راه شیراز از سربندر در اتوبوس بودم که فهمیدم جقدر نفهم بودم تو برخی مسائل 😐 هر چند برای شروع بزرگترین اشتباه خودمو مرتکب شدم. اما بعدش خوب اومدم جلو تا به اینجا و کاشک بتوانم باقی راه هم تحمل کنم. مطمئناً به نتیجه خواهم رسید. من فقط از اوج هیجان اون شب اشتباه کردم به همین سادگی. شاید برای همین باورش سخت هست که اشتباهی به اون بزرگی دلیلش اینقدر ساده بوده.

دلم میخواست یک مدت طولانی در جایی تنها باشم اما متاسفانه اصلا شرایطش نیست. فعلا وقت کار و تلاش هست. موفقیت در کار شرط لازم برای موفقیت های بعدی هست.

ارسال نظر

اولین نظر را ثبت کنید!

اطلاع رسانی
avatar
wpDiscuz