سخت ترین سال تحویل

امسال بر خلاف تصور چند روز قبل شاید سخت ترین سال تحویل عمرم شد. هر چند امسال از اون سال ها که لحظه تحویل سال تنها بودم، نیست. اما همه چیز دست در دست هم داد تا کمی سخت شود. از بستری شدن و داستان بیمارستان و ناراحتی خانواده گرفته تا مشکلات کاری و مالی.

اما اینها همه کوچک تر از دلخوری شخصی هست که توی یکی از بهترین فرصت هایی که داشتم در زندگی رخ داد. شاید من دقت کافی نکردم، مشکل اصلی اینجاست که هر چه نگاه می کنم اشتباهی نکردم که بابتش بخوام پشیمان باشم اما خوب بعضی آدم ها چندان مهم نیست به حق یا ناحق دلخور باشند همین که دلخور باشند کافیست تا آدم احساس ناراحتی کنه از وضعیت پیش آمده.

شاید سال جدید …

گر چه گذشت سیه سالی
اما دارم امید به تحول حالی

چون شمار نیست آرزوها
واگذاشتم بختم را به فالی

نبود بخت ما را امسال یار
شاید سال نو یاری و اقبالی