خلوت دل و سر شلوغ و همچنان تماشا

هر سال شهریور و مهر ماه به نظر شلوغ ترین مقطع سال برای کدباکس هست. امسال چند سرور جدید خریدیم و چند تا کنسل شد. نوسان ارز و اجبار در به روز کردن قیمت ها، هک شدن روتر های میکروتیک و دردسرهاش، مشکلات مربوط به طرح توزیع سرورها و چند مسئله کوچک و بزرگ دیگه که همگی در کنار جذب نیروهای کار جدید و فاصله زیاد ایشان با آنچه من نیاز دارم همگی حسابی سر من را شلوغ کرده.

اما این بین فصل پاییز و بادهای پاییزی گاهی نم بارانی و بوی هوای پاییزی که همه را عاشق می کند و سراغ خلوت دل میبره، برای من حس پیری به همراه داره همیشه و خلوت دل من همراه میشه با حسرت از عمر گذشته، شاید چون متولد پاییز هستم همیشه این فضا من را به یاد این میندازه که دارم پیر می شم. فکر کنم سال گذشته حدود 10 سال پیرتر شده باشم. تا امسال چقدر پیر بشم.

اما از خلوت دل و اون شلوغی سر که خودم را خلاص می کنم اوضاع کمی بهتر است. به تماشای تکاپو و فعالیت زیاد خودم با وجود تمام پشیمانی ها و حسرت ها می نشینم و احساس بهتری پیدا می کنم. من هم یکی از همه آدم هایی هستم که وقتی از بیرون خودم را تماشا نمی کنم فکر می کنم خیلی بیشتر از یکی هستم و اصلا مهمترین یک نفر دنیا شاید… اما از بیرون وضعیت خیلی فرق داره. فکر کنم به تماشا نشستن وضعیت خودم خیلی مفید تر از زمانی هست که در تلاش برای تغییر وضعیت خودم صرف می کنم. اما افسوس که درکش برای خودم هم پیجیده تر از آن است که به اعتبارش دست از بازی کشیده و به تماشای بازی ها باشم.

از جملات قصار خودم در باب این مسئله: بهتر بود که نبود.