اثر زمان در ارزش

دیشب فیلم Lion که مدتها آننوسش را دیده بودم و دوست داشتم ببینم دیدم. تقریبا از پایان فیلم و کل امروز من را به فکر فرو برد. واقعا چقدر خوش ساخت بود فیلم و چقدر ظریف تناقض ها رو به نمایش گذاشته بود. فضا سازی فیلم لازم بود اما به نظر من 15 دقیقه میانی فیلم همه چیز بود به تنهایی … از خواستن تا رها کردن و بعد به دست آوردن همگی به تصویر کشیده شد. فقط به نظرم با عاشقانه ای که قاطی داستان کرده بود دیگه خیلی نمکش را زیاد کرده بود و قصد داشت حتما به مخاطب بفهمونه که این بابا داغونه اما واقعا نیاز نبود مخاطب که خر نیست … یک کم فانتزیش زیاد شد و کلا با داستان سنخیت کمی داشت. البته من کلا مدت هاست سکانس های عاشقانه تو فیلم ها برام بیشتر عذاب آوره تا جذاب …

امشب که خلوت کردم و حسابی فکر می کردم و یک حساب و کتابی از امور خودم داشتم، نتیجه گیری عجیبی از رابطه زمان و ارزش هر چیزی کشف کردم. همیشه هر چیزی براش وقت بیشتری صرف میشه ارزش بیشتری داره، برای من هم همینطور بوده… اما امشب به این نتیجه رسیدم فقط یک چیز هست که برعکس هست. یعنی هر چی وقت بیشتری براش صرف کنی ارزشش کمتر میشه لذت دست یافتن بهش کمتر میشه تا جایی که گاهی اصلا ارزش خودش را از دست میده و نیست میشه…

خوش به حال کسانی که قبل از اینکه ارزش خودش را از دست بده بهش برسن … امان از این جهان. قول داده بودم گلایه کم کنم، آخر نشد.

ساده گرفتن مسائل کمک بزرگی هست برای این که راحت تر دست از سر دیگران برادریم. واقعا خیلی مهمه یا اصلا مهم هست؟ نه، نیست… حسادت و حس مالکیت ما از کجا شکل میگیره … جز این که زیادی جدیش گرفته باشیم؟
چه اهمیتی داره کسی که دوستش داریم کجاست و با کی هست، یا مثلا با چه کسانی خوش هست و چه کسانی را جز ما دوست داره؟

واقعا اگر کسی از بودن با ما خوش نیست، ساده اش اینه ناخوشش نکنیم. چه برسه به این که مدعی دوست داشتن کسی باشیم و بعد با وجود علم به اینکه با ما خوش نیست بخوایم با ما باشه ! عجب تناقضی … اگر کسی خواست با ما باشه خودش میاد و قطعا تعارف نمی کنه …

من تجربه های عجیب زیاد داشتم، اینجا اگر می نویسم بیشتر برای خودم بوده همیشه، نه برای اینکه بخوام به دیگران حرفی بزنم.
یک کلمه از فیلم دیشب خیلی پسندم بود که می خوام تمرینش کنم در رفتارم … Gently … آرامش خوبی درش هست.

بعضی ها که از خارج بعد از سالها میان یا یک شهر که سالها نرفتن میرن، میگن چقدر همه چیز عوض شده، یا گاهی با یک نرم افزار کار می کنیم میگیم چند ساله باش کار نکردیم چقدر عوض شده … اما واقعیت این هست که زمان بیش از هر چیز انسان ها رو عوض می کنه.

گاهی کسانی که دوستشون داریم را به ما نزدیک و ما رو از اونها دور میکنه ! اونها ما رو دوست دارن و ما از اونها بیزار … گاهی بالعکس کسانی که ازشون بیزار بودیم محبوب میشن اما اونها دیگه با ما نیستن… در این بازی چرخ شاید بیراه نباشه امید بستن به این که گاهی هر دو نفر به هم نزدیک بشن…. همه چیز دست زمان هست.