کسی برنده نشد اما من باختم

این جمله مایوس کننده است. بازنده بودن کلا چیز مایوس کننده ای است حتی اگر کسی برنده نشده باشد. هیچ آرامشی برای من نیست وقتی حس بازنده بودن دارم. خیلی به این فکر می کنم که کجا اشتباه کردم که بازنده شدم. معمولا زمان زیادی نیاز نیست که انسان به علت باختن خودش پی ببرد.

مهمترین چیز در این وضعیت این مسئله هست که اثر این باخت چیست؟ چه فرصتی از دست رفته و کلا چقدر سرمایه اون بین سوخت شده. برخی افراد وقتی تلاش زیادی می کنند و شکست می خورند خیلی غصه دار می شوند. برخی برعکس هستند و زمانی که تلاش نکرده باشند و باخته باشند فکر می کنند شاید اگر تلاش می کردند برنده می شدند. من از کدامش هستم؟

من شکست های زیادی در زندگی تجربه کردم. اما به نظرم این شکست یک تفاوت بزرگ داشت. اصلا از بازنده بودن خودم ناراضی نیستم. به نظرم اصلا چقدر خوب شد که برنده نشدم. اصلا اگر این جریان برنده داشت واقعا بی عدالتی بود و نامردی. انصاف همین بود که همه بازنده باشیم.

حداقل خودم را می دانم که دلم نمی آمد برنده باشم. مگر آدم ها مسائل ریاضی هستند که از حل کردن آنها خوشحال باشیم یا وقتی به نظرمان پیچیده آمدند شروع به تکه تکه کردنشان بکنیم تا راحت تر حل بشوند. گاهی همین پیچیده ماندن انسان ها ارزش اونها را بالا می برد، وقتی ساده کنی اونها را دیگه اصلا جذابیتی ندارند.

یکی از دلیل های که من چندان آدم جذابی نیستم فکر کنم همین باشد چون خیلی پیچیدگی ندارم تقریبا برای اطرافیان واضح هست که اهدافم چیست و چطور می خوام بهش برسم. نمی گم کاملا قابل پیش بینی هستم اما همه بر دیوانه بودنم با هم اتفاق نظر دارند. یعنی غیر قابل پیش بینی بودنم یک مسئله پیچیده یا ناشناخته نیست. معمولا مخالفم با همه چیز و همه کس حتی اگر یادم نباشه با حرف خودم هم مخالفم…. P:

همین طور خوب است …. مدت ها بود که این حس را نداشتم اما این باخت باز من را به این حالت برد که شجاعانه بگم کاشک هیچ !