وقت جوجه شماری شده است!

قرار بر این شد که 15 اردیبهشت در خصوص جمعی از بچه هایی که 4 ماه و برخی بیشتر در کدباکس بودند و ادامه همکاریشون تصمیم گیری کنم. من تلاش خودم را کردم که تا اونجا که ممکن در خصوص انتظارات خودم بهشون تذکرات لازم را بدم.

هر جا ممکن بود خودم بهشون آموزش دادم و خیلی اوقات منابع بهشون دادم یا موضوع برای جستجو فراگیری اما افسوس که اکثر اونها یا از سر ذوق و علاقه مشغول یادگیری چیزای نامربوط می شن یا از سر تنبلی و شیطنت اصلا وقتشون را هدر می دهند تا اونجا که تو الکسا این هفته دیدم بیشترین خروجی از سایت ما توسط پرسنل به مقصد ورزش 3 بوده است… یعنی کل وقت کاری مشغول اتلاف وقت هستند یا حداقل بیشتر مشغول اتلاف وقت هستند تا مطالعه یا کاری که ازشون خواسته شده است.

با این همه من که حقوقی به این بچه ها نمی دهم که بابت اتلاف وقت ازشون شاکی باشم. از طرفی هم کاری دستشون نسپردم جز یک سری تمرین بنابراین کار خودم هم زمین نمانده است. اما جایی از ماجرا نگران کننده است که یک وقت بین این بچه ها کسی رفتاری داشته باشه که جدا از اتلاف وقت خودش پا تو کفش دیگران کنه و موجب انحراف دیگران از مسیر و اتلاف وقت اونها هم بشود.

متاسفانه بارها دیدم مواردی که فرد نه تنها خودش کار مفیدی در طول روزش انجام نداده که کلی هم وقت دیگران را گرفته و دیگه حذف شدنش از چرخه کاری یک ضرورت به حساب میاد نه یک گزینه اختیاری. اگر نه به همین شیوه با اونها تا آخرین روز عمرشان حاضر بودم ادامه بدهم که شاید روزی سرشان به سنگی بخوره و در مسیر درست قدم بردارند. اما اگر قرار باشه جدا از لم دادن زیر سایه درخت جای کار تیشه به ریشه درخت هم بزنند دیگر وضع فرق دارد.

درست عکس این افراد، نفراتی هم بودند که حضورشان نه تنها همراه با تلاش برای رشد خودشان بوده که موجب رشد اطرافیان و تحریک اونها به بهتر شدن بوده است. البته نه اینکه خیلی ایده آل بوده باشند اما تا حدودی اطرافیان و حتی در مواردی خود من را تحریک کردند تا در زمینه هایی رشد کنم. اینها افرادی نیستند که زیاد پیدا بشه ازشون، باید دو دستی اونها را چسبید و تا می توان ازشون استفاده کرد.

جدا از پرسنل وقتش رسیده که تغییرات بزرگی را صورت بدم در خود کدباکس.