رنج زندگان

مانویان کتابی دارند با نام “گنج زندگان” البته شاید بهتره بگم داشتند چون بعید می دونم این روزها مانوی بشود یافت. به هر ترتیب داشتم به به این فکر می کردم بد نیست یک کتاب بنویسم نظیر آن اما با عنوان “رنج زندگان”. یاد قسمتی از فیلم بعد از ظهر سگی افتادم که ناگهان در میانه راه تصمیم سارق به کل عوض شد و در اصل کل فیلمی که ما تماشا می کردیم چیزی بود که در آن لحظه رقم خورد. اگر نه یک فیلم سرقت بانک تکراری بود و بس.

گاهی تغییرهای ناگهانی و بدون برنامه ریزی قبلی آثار خاصی را خلق می کنند.یک فیلم خاص یک موسیقی خاص یک شعر خاص و گاهی یک زندگی خاص. در روزگار ما اما معمولا تغییرات رنجی خاص را ایجاد می کند و بس.

بیهوده ترین تلاش انسان اثبات چیزی به دیگری است. گاهی با یک تغییر کوچک همه اثبات ها بی اعتبار شده و یاز می گردیم سر نقطه اول. در اصل تصوری که ایجاد کرده بودیم از فهم دیگران یک توهم است که در این شرایط متبلور می شود. متوجه می شوید سر تکان دادن هایی که شما تائید و درک حسابش می کردید حال هر چه که بوده اند، آن چیزی که شما گمان می کردید نبوده است و حالا باز مثلا بس !

گاهی با یک تغییر عکس این هم می شود، یعنی در آگاهی کامل عده ای را که می دانید هیچ فهمی از آنچه می گویید ندارند را دچار توهم می کنیم که فهمیده اند جریان چیست و حس کنند چقدر عاقلانه در حال تکان دادن سر هستند و این هم بس.

رنج زندگان بیش تر از آن که ریشه در جهل یا عدم آگاهی داشته باشد، متاثر از نتایج غیر قابل پیش بینی تغییرات است. هر چه تغییرات بیشتر رنج زندگانی بیشتر می شود. شاید این که در ادبیات ما استوار کلمه ایمن و آرامش بخشی هست به همین دلیل است. تجدد گرایان در جستجوی تغییرات چه رنج ها که به زندگان روا نکرده اند.

همان در پی غاری و خلوتی باید بود دور از همه مهربانان و دلسوزان و رفیقان و همراهان … که جز رنج از ایشان ثمری نیست.