شیدایی یا رهایی یا جدایی یا چه

سال 1398 از نظر همه پر از حادثه بود اما برای من روزهایی از سال های پیش بود که چندین برابر کل روزهای سال 1398 حادثه در خودش داشت. سال 98 اتفاقا خالی ز یار بود.

جدایی از شیدایی میاد یا پیش نیازش هست؟ رهایی پیش نیاز شیدایی هست یا جدایی از رهایی میاد؟

مطالعات و گفتار بزرگان را که مرور می کنم این ها را پیدا می کنم که “برای رها شدن باید اول شیدا شد” از طرف دیگه همیشه وقتی کسی دیگری را رها کند جدایی ایجاد می شود.

پس ما شیدا می شویم، رها می شویم و در نهایت جدا !

شاید برای همین گفتن برای پیدا کردن خودمان باید شیدا بشیم. چون ته این مسیر جدایی هست و معمولا وقتی چیزی را جدا کنی پیدا می شود. گویی ناخالصی در کار باشد که نیاز به جدا شدنش هست تا اصل جنس پیدا شود. اما جدایی آسان نیست. نه اینکه رهایی و شیدایی آسان باشه اما به مراتب بی دردسر تر از جدایی هست.

امسال گذشت، شب یلداش، تابستان و پاییزش و البته فروردین ماهش و من در تعجب، گویی قرار بود نگذره …