حوصله ای نیست برای گلایه

چقدر از دیگران گلایه مند بودن حس بدی هست. به قول حضرت حافظ انسان وقتی کمی به خودش میاد متوجه میشه در همه عیوب از همه کس در حال سبقت گیری است. چطور اینقدر از خودمان غافل می شویم؟

امروز بعد از حساب و کتاب حقوق بچه ها حسابی از دستشون گلایه داشتم اما خوب واقعا آدم ها ترکیب خوب و بدشون هستند، نمی شود به خاطر یک مقطع زمانی قضاوتشان کرد. برعکس خودمان که خوب همه دوره خودمان را می دانیم. بالا و پایین خودمان را می‌دانیم و باز غافل از خویش هستیم.

مدتی هست که کارها روی روال است، برای ثبت شرکت دانش بنیان اقداماتی صورت داده ایم، ایده خوبی هم هست. باتری سرفیس هم بعد از یک ماه بالاخره به دستم رسید و در فرصتی باید تعمیرش کنم بفروشم.

حمایت همه جانه پدر و مادر هم هست. موفق شدم وام را کامل تسویه کنم و عملا جز پدر به کسی بدهکار نباشم. البته این بین نباید از حمایت های یکی از دوستان (حجت) هم چشم پوشی کنم. عملا بار هزینه سرورها رفته روی دوش او و با خونسردی و آرامش خاصی بدون هیچ چشمداشتی این لطف و محبت را در حق من کرده که امیدوارم فراموش نکنم و در وقت مناسب جبران کنم براش.

نگرانی هام یکی یکی داره کم میشه حتی دو هفته ای هست که بچه ها فعالتی خیلی خوبی تو کدباکس شروع کردند و انگار جان تازه ای گرفته باشند. فکر می کنم اگر کدباکس جدید بیاد بالا ممکن به روزهای طلایی خودمان برگردیم یا بلکه هم خیلی بهتر از آن بشویم.

حیف ماحصل یک سال و نیم کارم در خارج از کشور بلوک شد. البته خوشحالم چون از واکنش خودم نسبت به این ضربه سنگین مالی راضی هستم. اما حیفم فقط از جهت آن است که مثلا حقوق بچه ها عقب ماند و بدهکار پدر شدم.

خنده دار است که این مدت گاهی همه حساب های من عدد 0 را به خود می دیدن همزمان و من حتی هزینه تمدید اینترنت خودم را نداشتم و فقط اینترنت شبانه استفاده می کردم که تعرفه ارزانی داشت و بسته نامحدودی بود در حالی که مثلا ماشین دارم، کسب و کاری دارم، شاید بیش از 100 میلیون تجهیزات دفتر هست و چند صد میلیون پول بلوکه شده خارج از کشور …

واقعا جز خنده به کار جهان هیچ چیز روا نیست !

من که از برج به زیرزمین رفتن و از زیرزمین به نوک برج رفتن، از گوشیه قبرستان به هتل های لوکس هم تجربه کردم و روزهایی که نداشتن 5000 تومان برای خرید ساندویچ سرنوشت زندگی من را در جوانی عوض کرد و خیلی فراز و نشیب های دیگری که کسی ازش خبر ندارد … افسارمان به دست شماست هر سوی خواستی بکش گله ای نیست.