Author: میلاد ابوعلی

لذت آزادی

در میان همه فشارها و مشکلات چقدر حس خوبی هست وقتی حواس آدم از همه چیز پرت شود و با تمام وجود حس کند از همه چیز آزاد است. گاهی با یک منظره گاهی یک آهنگ یا حتی خواندن یک جمله یک باور قدرتمند در انسان ایجاد میشود که آزاد است و هیچ چیز او …

ادامه مطلب لذت آزادی »

قدر دوست

دلتنگ دوستی شدم. قدر دوست خوب ندانستم و افسوس بی فایده است. هیچ وقت قدر ندانستم آنچه را که در اختیار داشتم و جز حسرت عاقبتی نصیبم نشد، قصد ندارم خیلی به خودم سخت بگیرم اما فکر می کنم در کار و زندگی و دوستی یا حتی برای عاشقی انسان وقت شناسی نبودم. البته اگر …

ادامه مطلب قدر دوست »

حوصله ای نیست برای گلایه

چقدر از دیگران گلایه مند بودن حس بدی هست. به قول حضرت حافظ انسان وقتی کمی به خودش میاد متوجه میشه در همه عیوب از همه کس در حال سبقت گیری است. چطور اینقدر از خودمان غافل می شویم؟ امروز بعد از حساب و کتاب حقوق بچه ها حسابی از دستشون گلایه داشتم اما خوب …

ادامه مطلب حوصله ای نیست برای گلایه »

فریاد رسی نیست!

با فراوانی مشکلات هر چند از دست اضافی ها خلاص کرده ام خودم را اما هنوز هم به اطراف که نگاه می کنم خیلی شلوغ است. وقتی خلوتمان شلوغ شده باشد به کجا باید پناه ببریم؟ هنوز هم نمی دانم گلایه ازکه برای که کنم. این وضع نا به سامان من است یا روزگار؟ شاید …

ادامه مطلب فریاد رسی نیست! »

شیدایی یا رهایی یا جدایی یا چه

سال 1398 از نظر همه پر از حادثه بود اما برای من روزهایی از سال های پیش بود که چندین برابر کل روزهای سال 1398 حادثه در خودش داشت. سال 98 اتفاقا خالی ز یار بود. جدایی از شیدایی میاد یا پیش نیازش هست؟ رهایی پیش نیاز شیدایی هست یا جدایی از رهایی میاد؟ مطالعات …

ادامه مطلب شیدایی یا رهایی یا جدایی یا چه »

از دست رفته ها

هدف های از دست رفته یا همان شکست ها به سادگی فراموش شدنی نیست. خصوصا هر چه بیشتر برای به دست آوردن آنها تلاش کرده باشیم فراموش کردن آنها سخت تر می شود. پذیرش شکست دشوار تر می شود. سال 1398 برای من پر بود از هدف هایی که قلم گرفته شدند. از همان روزهای …

ادامه مطلب از دست رفته ها »

شب کاری یا روز کاری

اخیرا شب ها زودتر می خوابم، شاید یک ماهی باشد. و صبح ساعت 7 مثلا بیدار می شوم و دیگه پای کار هستم تا عصر. اما در حدود ساعت 4 عصر دیگه واقعا خستگی بر من چیره شده و کم کم از ساعت 7 عصر خواب آلودگی میاد و نهایت مقاومت من تا ساعت 11 …

ادامه مطلب شب کاری یا روز کاری »

رنج زندگان

مانویان کتابی دارند با نام “گنج زندگان” البته شاید بهتره بگم داشتند چون بعید می دونم این روزها مانوی بشود یافت. به هر ترتیب داشتم به به این فکر می کردم بد نیست یک کتاب بنویسم نظیر آن اما با عنوان “رنج زندگان”. یاد قسمتی از فیلم بعد از ظهر سگی افتادم که ناگهان در …

ادامه مطلب رنج زندگان »

ناگفتنی ها

به هر کس در اطرافیان که نگاه کنم خودش اونقدر درگیر مشکلات خودش هست که دیگه حتی به نظرم درد و دل کردن هم باش کار بیهوده ای هست چه برسه که انسان در جستجوی عصای دست و تکیه گاهی باشد. البته معمولا شرایط اینطور نیست، اما گاهی فشارهایی به صورت جمعی وارد میشه به …

ادامه مطلب ناگفتنی ها »