Tag Archives: امید

وقتی کسی محرم راز نیست

یک وقت خیالات بزرگ به سرم زده بود، کارهای عجیب و غریب کردم. نتایج جالبی هم گرفتم. اما مثل یک راز حفظش کردم افسوس که هر سخن را جایی هست و برخی سخنان را هیچ جایی نیست. سالها گذشته اما هیچ کسی را محرم این دست سخنان ندیدم. هر چند وقت یک بار به فردی …

ادامه مطلب وقتی کسی محرم راز نیست »

حقیقت را ببین

حالیا شاید که وقت وصال رسیده راست گفتند، پایان شب سیه سپیده به خلوت خویش هر دم که فرو شدی یادآری که دلت مزه عشق را چشیده مصلحت آنکه دل به دریا فکنی در این کار مگذار اختیار به عقلی که به خود ترسیده هدهد و طوطی مجوی به بام خویش غافل شوی همین زاغک …

ادامه مطلب حقیقت را ببین »

دلتنگ تر از همیشه اما شاداب

چقدر وقت بود شعر نگفته بودم، فکر کنم پاییز امسال به اندازه کل 5 سال گذشته شعر گفتم. چقدر وقت بود این حالت از من دور شده بود. بعد از مدت ها واقعا مدت ها احساس شادابی دارم در اوج نیاز و خواهش. احساس شاداب بودن آزاد بودن و رها بودن. چقدر خوب که دوباره …

ادامه مطلب دلتنگ تر از همیشه اما شاداب »

امید را باور دارم

گاهی انسان آرزوی بازگشت به گذشته خود را دارد. اما اکثر انسان ها معتقدا امکانش نیست. اما من باور دارم که فرصت بازگشت وجود دارد. همین لحظه حاضر شاید آرزوی برآورده شدن بازگشت ما به این لحظه بوده باشد! این باور اهمیت لحظه حاضر را دو چندان می کند. شاید که من آرزوی بازگشت به …

ادامه مطلب امید را باور دارم »