Tag Archives: خانواده

حتی دلخوش از تنهایی هم نیستم

قبرس، از محبوب ترین تفریگاه ها در ماه آگوست. درست در همین ماه در همین کشور بودن حس جالبی باید باشد. خصوصا اگر در هتل 5 ستاره ای باشی که ساحل اختصاصی و چندین استخر لوکس دارد. اما خوب این سفر برای من همراه شد با تلخ کامی به موجب درگذشت مادربزرگ، عدم همراهی مادر و …

همه چیز هست، جز شادمانی. احساس تنها بودن هم ندارم خیلی ها حال منو می پرسند، این خودش کار را سخت تر می کند. حداقل آدم وقتی تنها افتاد دلش خوش است که تنهاست. من حتی تنها هم نیستم که دلخوش باشم بهش.

دوستان خوب در سختی ها خودشان را نشان می دهند. روزهای سختی پشت سر گذاشتم و شاید هنوز هم در پیش رو باشد، کسانی را در کنار خودم دیدم که برخیش را کاملا انتظار داشتم ببینم و برخیش را واقعا از حضورشان احساس خوبی پیدا کردم چون حقیقات روشون حساب خاصی باز نمی کردم در گذشته، اما از این به بعد نگاه متفاوتی به ایشان پیدا کردم.

برخی هم حاضر نبودند گویی که اصلا غریبه ایم. من کلا انتظاراتم از دیگران محدود است، امیدوارم ایشان حافظه خوبی داشته باشند تا در آینده به یاد داشته باشند چیزی که عوض داره گله نداره.

چقدر این آهنگ خوب هست.

سفر

پایان امتحانات و دلتنگی من برای پاییز

دیروز آخرین امتحان را دادم. این آخرا حسابی امتحانات فشرده شده بود و هیچ روزی بینش فرصت نبود. اون هم درس هایی مثل میکروکنترلر و ماشین مخصوص که نسبت به باقی دروس دشوار تر. اما خوشبختانه امتحانات به خوبی پشت سر گذاشته شد. مهدی (برادر خیلی بزرگم) یک عمل داشت در شروع امتحانات و به …

ادامه مطلب پایان امتحانات و دلتنگی من برای پاییز »